چرا ادبیات
"ادبیات برای آنان که به آنچه دارند خرسندند، برای آنان که از زندگی بدان گونه که هست راضی هستند، چیزی ندارد که بگوید. ادبیات خوراک جانهای ناخرسند و عاصی است، زبان رسای ناسازگاران و پناهگاه کسانی است که به آنچه دارند خرسند نیستند. انسان به ادبیات پناه می آورد تا ناشادمان، ناکامل نباشد. تاختن در کنار روسینانتهی زار و نزار و دوش به دوش شهسوار پریان دماغ لامانچا، پیمودن دریا بر پشت نهنگ همراه با ناخدا اهب، سرکشیدن جام ارسنیک با مادام بواری، این همه راههایی است که ما ابداع کردهایم تا خود را از خطاها و تحمیلات این زندگی ناعادلانه خلاص کنیم، زندگیای که ما را وامی دارد همیشه همان باشیم که هستیم، حال آنکه ما می خواهیم بسیاری آدمهای متفاوت باشیم، تا بسیاری از تمناهایی را که بر ما چیرهاند پاسخ بگوییم.
{...} وقتی کتاب را می بندیم و به زندگی واقعی بر می گردیم و این زندگی را با دنیای باشکوهی که به تازگی ترکش کردهایم مقایسه می کنیم چه قدر سرخورده می شویم. اما به این ادراک گرانقدر نیز می رسیم که دنیای خیالی داستان زیباتر، گونهگونتر و جامع تر و کامل تر از آن زندگیای است که در بیداری می گذرانیم. زندگی مشروط شده با محدودیتهای وضعیت عینی ما. بدین سان ادبیات خوب، ادبیات اصیل، همواره ویرانگر،تقسیم ناپذیر و عصیانگر است. چیزیست که هستی را به چالش می خواند."
از "چرا ادبیات" / ماریو بارگاس یوسا/ عبدالله کوثری / نشر لوح فکر / ١٣٠٠ تومان

